دسته بندی محصولات

ترجمه لغات

فروشگاه ارزانی | بازارچه آنلاین کالای ایرانی

ترجمه لغات

ارتباطات Communications ترکیب کردن Combine کار با کامپیوتر، محاسبه Computing با سرعت بالا، سریع High-speed حلقه های ارتباطی Communlcation links حمل کردن Carry داده ها، اطلاعات Data صوت، صدا Sound پخش ویدیویی، تصویر ویدیویی video شامل شدن include نه تنها … بلکه not only … but also … کامپیوتر شخصی personal computer فرم، نوع form دستی handheld وسیله، ابزار device تعریف definition مطمئنا، البته certainly احتمالا probably با وجود این however تعریف کردن، معنا کردن define قابل برنامه ریزی programmable دستگاه machine قبول کردن accept پردازش کردن process هدف purpose سرعت بخشیدن به speed up حل کردن مسائل problem solving صرفه جویی کردن در save نامیدن call ارتباطات راه دور، مخابرات telecommunications شامل … بودن consist of الکترومغناطیسی electromagnetic ارتباط برقرار کردن communicate طی over مسافت طولانی long distances اخیراً recently الحاق، اضافه addition اتفاق افتادن happen آن لاین، روی خط online معنی دادن mean وصل کردن connect به وسیله ی by means of شبکه network دست یافتن به access ذخیره کردن store تعدادی a number of خطوط lines به عنوان as به نظر رسیدن seem وفق دادن، سازگار کردن adapt برگرفته از، اقتباس از adapted from چاپ edition آدم احمق dummy گرسنه hungry ذهن mind یکدیگر each other توسعه دادن develop ارتش army بعدها later تحقیق research حمایت، پشتیبانی support سازمان organization اصطلاح term شبکه جهانی، وب Web به جای یکدیگر interchangeably اگرچه although واقعاً really صحیح correct شبکه جهانی وب the World Wide Web در واقع، واقعا actually خاص، ویژه special ناحیه، منطقه area شامل بودن include گروه خبری newsgroup اسامی طرف های مکاتبه malling list گپ، صحبت chat قرن century بر اساس … قرار دادن base ارتباط، حلقه، پیوند link امکان پذیر کردن make possible کاربران وب Web users حرکت کردن travel به سرعت quickly خدمات رسان server امکان دادن، اجازه دادن allow صفحه page گرافیک graphics چند رسانه ای multimedia در حالی که while اصلی main شبکه network مرکب، مشترک combined استفاده، کاربرد use عالی، بزرگ great چون، زیرا since یک جا جمع کردن bring together کیفیت quality به طور همزمان at the same time بهبود بخشیدن، بهتر شدن improve بدترین worst خصوصیت، ویژگی feature پستی postal پست، محموله ی پستی mail شناخته شده known حلزون snail پست حلزونی snail mail در اینترنت on the Net طول کشیدن take (take, took, taken) حداقل at least رسیدن به get to مقصد destination پاکت نامه envelope تمبر stamp صندوق پست mailbox پست  الکترونیکی e-mail نوشتن، تشکیل دادن compose رسیدن arrive نیاز داشتن require دستگاه فکس (دورنگار) fax machine ضمیمه کردن attach سند document رساندن، منتقل کردن pass on دیگر else ناخوانا unreadable ماندن stay خوانا readable مهم نیست، فرقی نمی کند no matter دفعه time فرستادن forward عمومی public بیشتر اوقات half the time خواستن want بیرون بردن take out گمشده missing تا by قدیمی، تاریخ گذشته out of date اکثر most بیرون آمدن، منتشر شدن come out یکبار در روز on ad day تصمیم گرفتن decide قادر به انجام کاری بودن get to do sth نظر comment به روز کردن update پیوسته، به طور مداوم continously متصل کردن join تکه، قطعه piece پیغام message یادداشت، نامه کوتاه note مهیا کردن، تهیه کردن provide اساسی، بنیادی basic پست الکترونیکی electronic mail دستیابی، دسترسی access فایل file انتقال transfer توانایی ability وارد سیستم شدن log on بحث، گفتگو discussion خرید shopping جستجو کردن search کاتالوگ، فهرست catalog کنفرانس ویدیویی video conferencing آموزش از راه دور distance education تبلیغ کردن، آگهی کردن advertise اینترنت the Net …. چطور است؟ What is … like? طی ده سال In ten years مسلم For sure تک، تنها Single قبلاً Already توسعه دادن Develop خصوصیت، ویژگی Feature جزئیات Details گرفتن take در، برای هر per مراقب بودن be careful اعتیادآور addictive پابه پای … آمدن keep up (with) لذت بردن از enjoy علاقمند (به) interested بزرگ great باعث شدن make چنین such معروف، مشهور famous معرفی کردن introduce نامیدن، نام بردن name عکس photo شریک، دوست partner متولد شدن be born یوگسلاوی Yogoslavia ماه اوت August آلبانیایی Albanian مزرعه farm در سن at the age of کاتولیک، کلیسای کاتولیک رم Roman Catholic مدرسه ابتدایی elementary school وظیفه duty فقرا the poor تصمیم گرفتن decide آموزش، تعلیم training مبلغ مذهبی missionary چند سال بعد a few years later انتخاب choice ملحق شدن به join ایرلندی Irish جامعه، جمعیت، اجتماع community راهبه nun ماموریت mission کلکته calcutta مسیحی christian مذهب religion قدیس، قدیسه saint (st.) دبیرستان high school رنج، درد suffering فقر poverty مشاهده کردن، دیدن observe صومعه، دیر convent تاثیر، نظر، عقیده improssion تاثیر گذاشتن بر make an impression (on) دریافت کردن receive اجازه permission مافوق superior وقف کردن، اختصاص دادن devote محله ی فقیر نشین، حلبی آباد slum تاسیس کردن start روباز، در هوای آزاد open-air بی خانمان، آواره homeless داوطلبانه، اختیاری، ارادی voluntary یاری دهنده helper مالی، پولی financial حمایت support مختلف، متنوع various کلیسا church سازمان organization و همچنین as well as مقام رسمی official اجازه دادن permit مذهبی religious خیرات، موسسه خیریه charity وظیفه، کار task مراقبت کردن (از) care شخص person آماده prepared مراقبت کردن از look after تجربه experience درد pain ناخوشایند unpleasant احساس، هیجان emotion ساختمان building بیشتر most of به روز by force پروژه project شامل بودن include درمانگاه clinic جمعیت، جامعه community فعال active آمریکای لاتین Latin America مورد توجه قرار گرفتن receive attention جایزه award جایزه صلح نوبل Noble Peace Prize ترویج، ارتقاء promotion برادری brotherhood ملت، کشور nation دانشمند scientist مخترع inventor گذشته past قرن century خاطره، یاد، حافظه memory باقی ماندن، به زندگی ادامه دادن live on تعداد زیاد large number اختراع، ابداع invention سودمندی، فایده usefulness به احتمال قوی most likely وسیله، ابزار device برداشتن pick up یک وقتی once اختراع کردن invent (اختراعات) تکمیل کردن، اصلاح کردن improve حداقل at least ادامه دادن contiune بزرگ شدن grow up سن کودکی early age نشانه، علامت sign جدی serious مشکل شنوایی hearing problem دلیل، علت reason ضعیف، بد، فقیر poor عملکرد performance آزار دادن، اذیت کردن annoy فرار کردن run away مجبور کردن force لذت بردن از enjoy شیمی chemistry به علاوه besides علاقه مند interested ناظر observer پیچیده complex آزمایش کردن experiment ساده simple اسباب کشی کردن، نقل مکان کردن move تاسیس کردن start آزمایشگاه laboratory ازدواج کردن marry آزمایشگاه lab تحقیق research فعالیت activity تصمیم گرفتن decided خصوصی private عمومی public پروژه project شامل بودن include صدا، صوت sound ضبط کردن record با موفقیت successfully پخش کردن، دوباره گذاشتن (نوار) play back پیام، پیغام message ضبط گرامافونی phonography گرامافون phonograph مانند like دستگاه ضبط صوت record player دیسک، صفحه dise در عوض instead استوانه، سیلندر cylinder قلع، قوطی حلبی tin کاغذ آلومینیوم، زرورق foil گذاشتن (نوار) play توسعه دادن develop موفق، موفقیت آمیز successful لامپ light bulb اختراع invention ثروتمند rich تا هنگامی که until رنج بردن suffer بیماری disease مردن die
تقويت حافظه
خواندن
]]>

درباره نویسنده