دسته بندی محصولات

توحيد و خضوع مطلق در برابر خدا

فروشگاه ارزانی | بازارچه آنلاین کالای ایرانی

توحيد و خضوع مطلق در برابر خدا

توحيد و خضوع مطلق در برابر خدا

 

 

بسم الله الرحمن الرحيم

الحمد الله رب العالمين و الصلاة و السلام علی سيدنا محمدو علی آل الطيبين الطاهرين وأصحابه المنتجبين وعلی جميع الأنبياء والمرسلين.

 

برادران و خواهران ايماني، درود و رحمت و بركات الهی بر شما باد!

 

 

 

توحید در عرصه زندگی

خداوند متعال مي‌فرمايد: «يا ايها الذين آمنوا اتقوا الله حق تقاته ولاتموتن إلا وانتم مسلمون»(آل عمران/102). اين آيه به اصل التزام به توحيد الهی اشاره دارد. زيرا توحيد فقط جنبه فكری ندارد كه مثل هر حقيقت ديگري، انسان در عقل خود بدان باور كند و بس. بلكه علاوه بر جنبه فكری به جنبه‌های روحی و معنوی و عملی در زندگی انسان نيز ارتباط دارد.

وقتی ايمان داريم كه خداوند پروردگار ماست و شريك ندارد، ربوبيّت يك نوع رابطه بين ما و خداوند است. زيرا خدا ما را آفريده است و پرورش داده است. قرآن كريم از زبان حضرت ابراهيم(ع) به همين مسأله اشاره مي‌كند: «الذی خلقنی فهو يهدين»(شعراء/78). يعنی خداوند ما را آفريد و به سوی چيزهايی كه زندگی و هستی ما را مي‌سازند هدايتمان نمود. عقل را آفريد و دروازه‌های انديشه و درك حقايق را به روی او گشود. قلب را آفريد و احساسات و عواطف آن را به روی جنبه‌های عاطفی زندگی گشود. اعضا و جوارح ما را آفريد و برای هر يكی وظايف خاصی را قرار داد.

بعضی از وظايف جنبه عبادی دارند؛ مثل نماز و روزه و حج و بعضی ديگر به مسؤوليت ما در زندگی مربوط مي‌شوند. يعنی كارهای مفيد را انجام دهيم و كارهای غير مفيد را رها كنيم. بنابراين انسان هميشه مرتبط با خداوند است. به نحوی كه تمام وجود او پيوندی تام با خداوند دارد. جز به وسيله خداوند، انسان صاحب اختيار سود و زيان خود نيست. جز از طريق خداوند، صاحب اختيار موضع و موقعيت و كلام خود نيست. پس انسان در هر چيزی بايد مرتبط با خداوند باشد. حتی نيازهای روانی انسان بايد تابع رضايت الهی باشند و اسباب خشم پروردگار را فراهم نكنند. زيرا انسان در اصل وجود خويش متكی به خداوند است. خداوند صاحب اختيار تمام وجود انسان است و مرگ و زندگی او در اختيار خداوند است و همان گونه كه زنده بودن انسان در اختيار خودش نيست، مرگش نيز در اختيار خودش نمي‌باشد.

شرايط لازم برای زندگی نيز در اختيار انسان نيست. مثل هوايی كه تنفس مي‌كند، آبی كه مي‌آشامد يا غذايی كه مي‌خورد و اندامهايی كه او را قادر به حركت مي‌كنند. از اين رو انسان صاحب اختيار تپش‌های قلب و ادراكات مغزی خود نيز نيست. انسان اختيار دست خود را هم ندارد. همه اينها در اختيار خداوند است. حتی در روز قيامت هم كه دست‌ها و پاهای انسان عليه او شهادت مي‌دهند، انسان صاحب اختيار آنها نيست: «اليوم نختم علی افواههم وتكلمنا أيديهم و تشهد ارجلهم بما كانوا يكسبون» (يس/65). لذا خداوند به حضرت ابراهيم (ع) الهام كرد كه به رسالت خود و رسالت‌های پس از خود عنوان «اسلام» بدهد.

 

تسليم مطلق در برابر خداوند

واژه «اسلام» به معنای تسليم كردن تمام وجود به خداوند است. با وجود خداوند انسان چيزی برای خود ندارد. اين خداوند است كه حكم خود را اجراء مي‌كند و در قضاوت خويش عادلانه رفتار مي‌كند. خداوند متعال خطاب به ابراهيم (ع) مي‌فرمايد: «إذ قال ربه اسلم قال اسلمت لرب العالمين»(بقره/ 132).

عبارت ديگری در تبيين معنای اسلام آمده است: «إن صلاتی ونسكی و محيای ومماتی لله رب العالمين ٭ لاشريك له وبذلك أمرت وأنا اوّل المسلمين»(انعام/162-163). يعنی اينكه تمام وجود را به خداوند تسليم كردم و من اولين كسی هستم كه اسلام خود را اعلام مي­كند. مي­بينيم كه خداوند مي­خواهد انسان، مسلمان ملتزمي­ باشد و او را از تمام انحرافاتی كه او را از اسلامش دور مي­كنند برحذر مي­دارد .يعنی او بايد مسلمان باشد و مسلمان بميرد. حضرت يوسف(ع) همين را مي‌گويد: «رب قد آتيتنی من الملك و علّمتنی من تأويل الأحاديث فاطر السموات والأرض أنت وليّی فی الدنيا والآخرة توفّنی مسلماً والحقنی بالصالحين» (يوسف/101). يعنی او از خداوند مي‌خواهد كه همواره در اسلامش باقی بماند و در حالی كه نسبت به خداوند متعال، تسليم است از دنيا برود.

 

التزام مطلق به دستورات الهي

واژه «اسلام» يعنی التزام به اوامر و نواهی خدواند. در قرآن كريم آمده است: «يا ايها الذين آمنوا اتقوا الله حق تقاته يعنی هميشه خداوند را در نظر بگيريد و آن گونه كه خداوند از شما مي‌خواهد از او بهراسيد و در هر كاری از او پروا كنيد. به دستورات خدا التزام مطلق داشته باشيد و به نواهی پروردگار كاملاً پاي‌بند باشيد.

چيزی را كه دستور داده است وانگذاريد و چيزی را كه نهی كرده است انجام ندهيد. اگر اينگونه بوديد مسلمان هستيد. آن چنان كه شايسته تقوای الهی است تقوا بداريد. او را عبادت كنيد، او را يگانه بدانيد و تمام دستورات و نواهی او را اطاعت كنيد. اين‌ها تجسم اسلام هستندولا تموتن إلا و انتم مسلمون» در رفتارتان مسلمان باشيد و اين حالت را ادامه دهيد. سعی كنيد كه هيچ كسی نتواند شما را از اسلام منحرف نكند. كاری كنيد كه در هنگام مرگ مسلمان بميريد. راه اسلام همين است: «ولا تموتن إلاّ وانتم مسلمون».

تمام رسالت‌های پس از حضرت ابراهيم(ع)، هر كدامشان اسلام عصر خود بوده‌اند؛ زيرا اسلام يعنی اطاعت از اوامر و نواهی خداوند. در زمان حضرت موسي(ع) وقتی خداوند تورات را بر آن حضرت نازل كرد، تورات تبلور اسلام بود. چرا كه در بردارنده اوامر و نواهی الهی بود و مردم بايد آن را مي‌پذيرفتند. وقتی حضرت عيسي(ع) آمد، تورات را تصديق كرد و انجيل را بدان افزود. انجيل نيز تبلور اسلام در آن زمان بود. پس هر كسی كه حضرت عيسي(ع) را پذيرفت، اسلام را پذيرفت. هر كسی كه رسالت حضرت موسي(ع) را پذيرفت، اسلام را پذيرفت. ولی بعداً كسانی آمدند و تورات را تحريف كردند. بعضي‌ها آمدند و انجيل را تحريف كردند. بنابراين ما به رسالت حضرت موسي(ع) و رسالت حضرت عيسي(ع) ايمان داريم. زيرا پيامبر ما كه آمد كتابهای موجود را تصديق كرد. ولی اطمينان نداريم تورات و انجيلی كه فعلاً در دست ما قرار دارد، همان متن اصلی الهی باشند. زيرا بعضی تحريف‌ها در آن صورت گرفته است. چرا كه خداوند متعال ذكر مي‌فرمايد كه در انجيل به پيامبری بشارت داده شده است كه پس از عيسي(ع) مي‌آيد و نام او احمد است. ولی در تورات و انجيل فعلی چنين چيزی به صراحت ديده نمي‌شود.

بنابر آنچه آمد، رسالت پيامبر ما حضرت محمد(ص)، اسلام ناميده شد. زيرا عصاره تمام رسالت‌های الهی است. تمام دستورات الهی كه مردم بايد آنها را انجام دهند و تمام نواهی خداوند كه مردم بايد آن‌ها را ترك كنند، همگی در اسلام تبلور يافته‌اند.

بنابراين ريشه واژه اسلام به زمان حضرت ابراهيم(ع) بر مي‌گردد و پس از آن حضرت در اديان ابراهيمی تداوم مي‌يابد. لذاست كه مي‌گوييم: «ملة أبيكم إبراهيم هو سمّاكم المسلمين من قبل»(حج/78). چرا كه خداوند واژه اسلام را به ابراهيم(ع) عنايت فرمود.

 

]]>
ماینینگ بیت‌کوین یعنی چه؟ این کار قانونی است؟
خواندن

درباره نویسنده