پایان نامه ازدواج ۶۹ ص


قیمت : ۶,۹۰۰ تومان

قیمت : ۶,۹۰۰ تومان

گزارش تخلف

پایان نامه ازدواج ۶۹ ص

نقد و بررسی : پایان نامه ازدواج ۶۹ ص

پایان نامه ازدواج ۶۹ صReviewed by مدیر کل بازارچه on Apr 2Rating:

مقدمه
بسم اللّه الرحمن الرحیم
سپاس خداى را که تیرهاى اندیشه درباره شگفتیهاى آفرینش او به جایى نرسد، و عقل و خرد به هنگام تفکر در بدایع نخستینش جز آنکه سرگردان و متحیر بماند، راه به جایى نبرد، در صورتى که همواره نعمتهاى لطیف او براى جهانیان یکى پس از دیگرى ، چه بخواهند و چه نخواهند استمرار دارد؛ و از جمله الطاف زیبایش آن است که از آب بشرى را آفرید و او را وابسته و خویشاوند قرار داد و بر مخلوقات شهوت را مسلط کرد تا بدان وسیله ناخواسته وادار به تولید مثل شوند و از این راه به حکم جبر و بدون اختیار نسلشان باقى بماند؛ وانگهى مساءله انساب را مهم شمرده و به آن ارج نهاده است و بدان وسیله زنا را حرام داشته و به خاطر منع و جلوگیرى از آن این عمل را سخت زشت شمرده و ارتکاب آن را هرزگى و کار زشت دانسته است و مردم را به ازدواج دعوت کرده و به صورت امرى مستحب و فرمانى الهى بر آن تشویق کرده است .
پاک و منزه است خداوندى که مرگ را بر بندگان مقرر فرموده و بدان وسیله آنان را محکوم به مرگ و در هم شکستگى کرده و از طرفى بذر نطفه ها را در زمین رحمها پراکنده ساخته و افراد جدیدى از آن به وجود آورده و آن را وسیله جبران مرگ قرار داده است ، تا آنان را آگاه کند که دریاى مقدرات او از لحاظ سود و زیان ، خیر و شر، دشوار و آسان ، پیچیده و گسترده ، براى جهانیان فیض بخش است .
و درود بر محمّد (ص ) که براى بیم و امید دادن برانگیخته شده است و بر آل و اصحاب او، درودى که حسابگران از عهده شمارش و اندازه آن برنیایند و سلامى فراوان بر ایشان باد!
بارى ، براستى که ازدواج پشتوانه دین و خوار کننده شیاطین و در مقابل دشمن خدا دژ استوارى است و وسیله زیاد شدن افرادى است ک سرور انبیا (ص ) بدان وسیله بر دیگر پیامبران مباهات مى کند. بنابراین چقدر بجاست که وسایل ازدواج را فراهم و آداب و سنن آن را حفظ کنند. از این رو باید اهداف و نیازمندیهاى آن را شرح و فصول و ابواب آن را تفضیل داد و آن مقدار از احکام نکاح را که داراى اهمیت است در سه باب به شرح زیر بیان مى شود:
باب اول در تشویق به ازدواج کرد و ازدواج نکردن .
باب دوم در آدابى که باید در عقد و عقد کنندگان رعایت شود.
باب سوم در آداب معاشرت پس از عقد تا زمان جدایى .
باب اول : در تشویق به ازدواج و یا ترک آن

باب اول در تشویق به ازدواج کرد و ازدواج نکردن .
بدان که دانشمندان درباره فضیلت ازدواج اختلاف نظر دارند. بعضى از آنها در این باره تا آنجا مبالغه کرده اند که تصور کرده اند ازدواج بالاتر از اشتغال به عبادت خداست و گروهى دیگر به ارزش آن اعتراف دارند، اما آن را مقدم بر اشتغال به عبادت ندانسته اند؛ البته در صورتى که نفس ، اشتیاق زیادى به ازدواج پیدا نکند به حدى که شخصى را پریشان حال کرده به سرکشى وادارد. عده دیگرى گفته اند: در این زمان بهتر است ازدواج نکنند، هر چند در زمانهاى قدیم ازدواج فضیلت داشته ، آن هم موقعى که کار و کسب رونق داشته و اخلاق غالب زنان پسندیده بوده است .
با توجه به این اختلاف نظرها حقیقت روشن نخواهد شد، مگر اینکه نخست اخبار و آثارى را که در تشویق به ازدواج و یا منع از ازدواج رسیده ، بیان کنیم و سپس فواید و پیامدهاى ناهنجار آن را توضیح دهیم تا فضیلت ازدواج و یا ترک ازدواج درباره کسى که از آفات آن در امان است و یا در امان نیست ، روشن شود.
ترغیب به ازدواج
اما از آیات ؛ خداى متعال فرموده است : (( و انکحوا الا یامى منکم )) (۲۱۵) که امر به ازدواج مى فرماید، و نیز فرموده است : (( فلا تعضلوهن ان ینکحن ازواجهن ، )) (۲۱۶) که از ازدواج نکردن نهى مى کند؛ و نیز در وصف و ثناى پیامبران مى فرماید: (( و لقد اءرسلنا رسلا من قبلک و جعلنا لهم ازواجا و ذریه ، )) (۲۱۷) که در معرض منت گذارى و اظهار فضل چنان فرموده است . و نیز به گونه درخواست در قالب دعا، اولیاى خود را ستوده و مى فرماید:
(( والذین یقولون ربنا هب لنا من ازواجنا و ذریاتنا قره اعین )) (۲۱۸)
بعضى گفته اند: خداى تعالى در قرآن مجید، هیچ پیامبرى را نام نبرده است مگر آن که متاءهل بوده است از این رو گفته اند: یحیى – على نبینا و آله و علیه السلام – ازدواج کرد، اما همبستر نشد، گفته شد؛ حضرت یحیى براى رسیدن به فضیلت و اجراى سنت ازدواج کرد! و بعضى گفته اند: به خاطر چشم فرو هشتن از نامحرمان ازدواج کرد. و اما عیسى – على نبینا و علیه السلام – وقتى که از آسمان به زمین فرود آید، ازدواج خواهد کرد و صاحب فرزند خواهد شد.
اما اخبار: رسول اکرم (ص ) فرماید: (( نکاح سنت من است ، هر که سنت مرا دوست دارد پس باید به روش من رفتار کند.)) (۲۱۹)
اخبارى که به ازدواج تشویق مى کند
و نیز فرمود:
(( ازدواج کنید تا افزون شوید که من روز قیامت به جمعیت شما افتخار مى کنم حتى به جنینى که سقط شده است .)) (۲۲۰)
و فرمود: (( هر که از سنت من اعراض کند، از من نیست ، براستى که نکاح سنت من است و هرکه مرا دوست دارد باید به سنت من عمل کند.)) (۲۲۱)
و نیز فرمود:
(( هرکه از ترس فقر و عائله مندى ازدواج را ترک کند از ما نیست .)) (۲۲۲)
آن حضرت فرمود: (( هر که از شما توان مالى دارد، باید ازدواج کند که ازدواج براى فروهشتن چشم و حفظ ناموس بهتر است و هرکه توان مالى ندارد باید روزه بگیرد که روزه دارى مانع شهوت است .)) (۲۲۳) این حدیث شریف دلیل بر آن است که علت ترغیب به ازدواج همان بیم از فساد در چشم و شهوت است .
در این حدیث روزه را باعث (( وجاء)) دانسته است . وجاء عبارت از کوبیدن خصیتین جوان نر به منظور از بین بردن نرى اوست ، بنابراین به طور استعاره براى ناتوانى از آمیزش – به وسیله روزه دارى – آورده شده است .
پیامبر (ص ) فرمود:
(( هرگاه کسى که دین و امانتدارى اش مورد رضایت شما بود به خواستگارى آمد، با ازدواج با وى موافقت کنید و اگر نکنید روى زمین فتنه و فساد فراوان خواهد شد.)) (۲۲۴) و این حدیث شریف نیز علت و دلیلى براى تشویق و ترغیب به ازدواج به دلیل بیم از فساد است .
و نیز فرمود: (( هر که براى رضاى خدا ازدواج کند و براى خدا امکانات ازدواج شخصى را فراهم آورد، استحقاق ولایت الهیه را پیدا مى کند.)) (۲۲۵)
و آن بزرگوار فرمود: (( هر کس ازدواج کند، در حقیقت بخشى از دینش را تاءمین کرده است . بنابراین نسبت به بخش دیگر آن باید از خدا بترسد.)) (۲۲۶)
این حدیث شریف هم اشاره دارد بر اینکه فضیلت ازدواج به خاطر آن است که به منظور جلوگیرى از فساد از مخالفت با آن دورى کنند و گویا آنچه بیشتر باعث فساد در دین شخص مى شود شهوت و شکم اوست و با تزویج جلوى یکى از این دو گرفته مى شود.
و نیز فرمود : (( تمام اعمال فرزند آدم (با مردن ) گسسته مى شود بجز سه چیز – از جمله فرمود: – فرزند صالحى که براى او دعا کند. تا آخر حدیث )) (۲۲۷) که جز به وسیله نکاح ، فرزند صالح به دست نیاید
مى گویم :
از طریق خاصه نیز روایتى در کافى با اسناد خود از امام صادق (ع )، به نقل از پدرانش (ع ) نقل شده که آن حضرت مى گوید: (( رسول خدا (ص ) فرمود: یک فرد مسلمان پس از اسلام هیچ بهره اى به دست نیاورده است که بالاتر از همسر مسلمانى باشد که هرگاه بر او نظر کند باعث شادمانى او گردد و هرگاه دستورى دهد اطاعت کند و در غیاب او، جان و مالش را حفظ کند.)) (۲۲۸) و نیز به اسناد خود از آن حضرت نقل کرده : (( رسول خدا (ص ) فرمود: تزویج کنید و به همسرى درآورید! بدانید که از بهره مندى و خوشبختى انسان ، ازدواج کردن و دادن هزینه دامادى است ، و هیچ چیزى نزد خداى عز و جل محبوب تر از خانه اى نیست که در اسلام به وسیله ازدواج آباد شود و هیچ چیزى در نزد خداى عز و جل مبغوض تر از خانه اى نیست که در اسلام به وسیله جدایى – یعنى طلاق – ویران گردد. سپس امام صادق (ع ) فرمود: خداى متعال درباره طلاق تاءکید فرموده و خشم خود را نسبت به جدایى زن و مرد چندین بار بیان کرده است .)) (۲۲۹)
و نیز به اسناد خود از آن بزرگوار نقل کره است : (( دو رکعت نمازى را که شخص ‍ ازدواج کرده به جا آورد بهتر از هفتاد رکعتى است که فرد مجرد به جا آورد.)) (۲۳۰)
و به اسناد خود از آن حضرت نقل کرده است : (( رسول خدا (ص ) فرمود: هرکس ‍ ازدواج کند نصف دینش را تاءمین کرده و باید نسبت به نصف دیگر – و یا باقیمانده آن – از خدا بترسد.)) (۲۳۱)
و با اسنادى از امام صادق (ع ) نقل کرده است : (( رسول خدا (ص ) فرمود: پست ترین مردگان شما افرادى هستند که عزب بمیرند.(۲۳۲)۹
و نیز به اسناد خود از آن حضرت نقل کرده است ، فرمود: (( وقتى که حضرت یوسف برادرش را ملاقات کرد، گفت : برادر چگونه بعد از من توانستى با زنان ازدواج کنى ؟ جواب داد: پدرم – یعقوب – مرا ماءمور به ازدواج کرد و گفت : اگر مى توانى داراى فرزندانى باشى که زمین را با تسبیح خدا سنگین کنند، ازدواج کن .)) (۲۳۳)
و با اسنادى از امام صادق (ع ) نقل کرده است : (( امیرالمؤ منین (ع ) فرمود: ازدواج کنید که رسول خدا (ص ) فرمود: هر کس دوست دارد از سنت من پیروى کند، همانا ازدواج از سنت من است .)) (۲۳۴)
و به اسناد خود، از آن حضرت نقل کرده است که فرمود: (( مردى نزد پدرم آمد، پدرم پرسید: آیا شما همسر دارید؟ عرض کرد: خیر. پدرم فرمود: دو رکعت نمازى که مردى همسر دار به جا آورد با فضیلت تراز آن است که مرد بدون همسرى شبها مشغول عبادت و روزها روزه دار باشد. آنگاه پدرم ، هفت دینار به او داد و فرمود: با این مبلغ ازدواج کن ، و بعد گفت : رسول خدا (ص ) فرموده : تاءهل اختیار کنید که روزى تان بیشتر مى شود.)) (۲۳۵)
و نیز به اسناد خود از آن حضرت نقل کرده است : (( هرکه از ترس نیازمندى و فقر ازدواج از ترک کند، به خدا بدبین شده است .)) (۲۳۶)

پاورقى ها :
۲۱۵- نور / ۳۲: مردان و زنان عزبتان را همسر دهید.
۲۱۶- بقره / ۲۳۲: (زنان مطلقه ) را مانع نشوید که با شوهران خود زناشویى کنند.
۲۱۷- رعد / ۳۸: پیش از تو پیامبرانى فرستادیم که همسران و فرزندان داشتند.
۲۱۸- فرقان / ۷۴: کسانى که مى گویند، پروردگار ما را از همسران و فرزندانمان روشنى دیدگان عطا کن !
cript¦history.go(-۱)”> ۲۱۹- بیهقى این حدیث را در سنن کبرى ، ج ۷، ص ۷۸ با مقدارى پس و پیش و ابوعلى نیز همچنان نقل کرده و رجال این حدیث بطورى که در مجمع الزوائد، ج ۴، ص ۲۵۲ آمده است ثقه مى باشند.
۲۲۰- بیهقى در همان ماءخذ و عبدالرازق در مجامع از سعید بن ابى هلال – به طورى که در جامع الصغیر باب تاء آمده – مرسلا نقل کرده و ابن ماجه تحت شماره ۱۸۶۳ به اختصار آورده است .
۲۲۱- بخش اول حدیث را بخارى ، ج ۷، ص ۲ نقل کرده است : که نظیر آن اندکى قبل ذکر شد.
۲۲۲- کلینى در کافى ، ج ۵، ص ۳۳۰ حدیث را چنین روایت کرده است : (( هرکه از ترس عائله مندى ازدواج نکند به خدا بدگمان است .)) در سنن بیهقى آمده است : (( هرکه بتواند ازدواج کند و نکند از ما نیست .))
۲۲۳- این حدیث را بخارى در، ج ۷، ص ۳ و ابوداوود در، ج ۱، ص ۴۷۲ کتاب خود نقل کرده اند.
۲۲۴- ترمذى در، ج ۴، ص ۳۰۵ ضمن حدیثى از ابوهریره و در حدیث دیگرى از ابوحاتم مزنى نقل کرده و نیکو شمرده است و کلینى در، ج ۵، ص ۳۴۷ آن را روایت کرده است .
۲۲۵- عراقى گوید: این حدیث را با این عبارت جایى ندیده ام و احمد این حدیث را از قول معاذ بن انس چنین نقل کرده است : من اءعطى للّه و اءحب للّه و اءبغض للّه و اءنکح للّه فقد استکمل ایمانه هر که براى خدا بخشایش کند و دوستى و دشمنیش براى خدا باشد و براى خدا تزویج کند ایمانش کامل است .
۲۲۶- طبراین این حدیث شریف را در کتاب الاوسط خود از حدیث انس با سند ضعیفى همان طورى که در جامع الصغیر آمده ، نقل کرده است .
۲۲۷- این حدیث را ابن عبدالبر در کتاب العلم خود، همان طورى که در صفحه ۱۴ المختصر آمده ، نقل کرده است و بغوى نیز در مصابیح ، ج ۱، ص ۲۰ آورده است .
۲۲۸- کافى ، ج ۶، ص ۳۲۷.
۲۲۹- همان ماءخذ، ص ۳۲۸.
۲۳۰- همان ماءخذ، ص ۳۲۸.
۲۳۱- همان ماءخذ، ص ۳۲۹.
۲۳۲- همان ماءخذ، ص ۳۲۹.
۲۳۳- کافى ، ج ۵، ص ۳۲۹.
۲۳۴- کافى ، ج ۵، ص ۳۲۹.
۲۳۵- کافى ، ج ۵، ص ۳۲۹.
۲۳۶- همان ماءخذ، ص ۳۳۰.
۲۳۷- همان ماءخذ، ص ۳۳۰.
۲۳۸- کافى ، ج ۵، ص ۳۳۰.
۲۳۹- کافى ، ج ۵، ص ۳۳۰.
۲۴۰- نور / ۳۲: اگر نیازمند باشند، خداوند ایشان را از لطف و بخشش خود بى نیاز مى سازد.
۲۴۱- این حدیث را ابویعلى به نقل از حذیقه روایت کرده و خطایى در باب عزلت از حدیث وى و ابوامامه نقل کرده است و هر دوى آنها – بطورى که در المغنى آمده است ضعیف – مى باشند.
۲۴۲- عراقى گوید: این حدیث را خطابى در باب عزلت از حدیث ابن مسعود، و بیهقى در باب زهد، نظیر آن را از قول ابوهریره نقل کرده اند که هر دوى آنها ضعیفند.
۲۴۳- بخش اول این حدیث را شریف رضى در نهج البلاغه ضمن حکم به شماره ئ ۱۴۱ و ابن شعبه حرانى در صفحه ۲۱۴ تحف العقول از قول على (ع ) نقل کرده اند. قضاعى ، این حدیث را در کتاب مسند الشهاب از قول حضرت على (ع ) و دیلمى در کتاب مسند الفردوس از قول عبداللّه بن عمر و ابن هلال مزنى ، آورده اند که هر دو نقل با این اسناد، ضعیف مى باشند.
۳۴۸- این حدیث را بخارى در صحیح خود، ج ۷، ص ۳۰، و مسلم در صحیح ، ج ۴، ص ۱۴۴، و نسایى در سنن ، ج ۶، ص ۱۳۷ نقل کرده اند.
۳۴۹- این حدیث را ابن ماجه در سنن خود، به شماره ۱۹۰۹ و ترمذى در سنن ، ج ۵، ص ۳ روایت کرده اند.
۳۵۰- سمعه ، یکى از صفات رذیله است که ریاکار عمل خود را به نحوى به گوش مردم مى رساند. – م .
۳۵۱- این حدیث را ترمذى در سنن ، ج ۵، ص ۴ کتاب خود آورده و مى گوید: این حدیث جز از قول زیاد بن عبداللّه از کس دیگرى نقل نشده و پر از مطالب عجیب و باور نکردنى است ، و ابن ماجه نیز این حدیث را با عبارت دیگرى از قول ابوهریره به شماره ۱۹۱۵ در کتاب خود نقل کرده است .
۳۵۲- ص / ۳۹: این بخشش ماست ، اینک بى حساب به هر که مى خواهى بده و یا نده .
۳۵۳- حشر / ۷: آنچه پیامبر دستور دهد (منع یا عطا کند) بگیرید و هر چه نهى کند واگذارید.
۳۵۴- این حدیث در کافى ، ج ۶، ص ۲۸۱، آمده است ، مؤ لف – خدایش بیامرزد – در کتاب وافى مى گوید: مقصود امام (ع ) آن است که همان طور که خداوند به سلیمان (ع ) گشایش و اختیار داد یعنى اختیار داشت از نعمتهاى خدا داده ، به دیگران بدهد و یا ندهد همچنین به حضرت محمّد (ص ) وسعت و اختیار داده تا هرچه را بخواهد فرمان دهد، هر چند که هر دوى آنها مطابق وحى و الهام الهى عمل مى کردند زیرا عمل ایشان منافاتى ندارد، چون اراده ایشان در همه چیز اراده خداست و نیز وحى به امر کلى در حقیقت وحى به جزء جزء آن است ، وانگهى اطعام امام (ع ) به صورتى که ذکر شد از مواردى نبوده که پیامبر نهى کرده باشد، بنابراین عمل مباحى بوده و یا از جمله چیزهایى بوده که پیامبر آورده بوده است . پس سنت بوده و عیبى نداشته است . احتمال دارد که مقصود امام (ع ) آن باشد که پیروى شما از ما و عمل بر طبق اوامر و نواهى ما همانند پیروى از پیامبر و عمل به اوامر و نواهى او بر شما واجب است و شما حق ندارید که از کارهاى ما عیبجویى کنید، زیرا ما اوصیاء و جانشینان او هستیم و اراده ما همچون اراده پیامبر در اراده خدا مستهلک است ، از این رو آن حضرت این مطلب را از باب تقیه سر بسته و به طور اجمال فرموده است .
۳۵۵- کافى ، ج ۶، ص ۲۸۱.
۳۵۶- کافى ، ج ۶ ص ۲۸۱.
۳۵۷- همان ماءخذ، ص ۲۸۲.
۳۵۸- همان ماءخذ، ص ۳۸۱.
۳۵۹- این حدیث را ابن ماجه ، به شماره ۱۸۹۶ نقل کرده است .
۳۶۰- نساء / ۱۹: با زنان با انصاف و خوشرفتار باشید.
۳۶۱- نساء / ۲۱: در صورتى که در برابر عقد زوجیت از شما عهد محکمى (مهر) گرفته اند.
۳۶۲- نساء / ۳۶: و دوست موافق .
۳۶۳- اول این حدیث را احمد بن حنبل از قول امّ سلمه در مسند، ج ۶، ص ۲۹۰ و ذیل آن را که در حدیث حجه الوداع آمده است ابن هشام در سیره نبویه ، ج ۲، ص ۶۰۴، روایت کرده است .
۳۶۴- این حدیث را طبرسى در مکارم الاخلاق ، ص ۲۴۵، نقل کرده و در آنجا (( ثواب آسیه بنت مزاحم )) آمده است .
۳۶۵- در صحیح مسلم ، ج ۷، ص ۷۶ آمده است : (( کسى را مهربان تر از پیامبر (ص ) به خانواده خود ندیدم )) بغوى (( کودکان )) را نیز افزوده است .
۳۶۶- این حدیث را ترمذى در سنن ، ج ۵، ص ۱۱۰ و بغوى نیز در کتاب مصابیح ، ج ۲، ص ۳۶ نقل کرده و چنان که در مجمع الزوائد آمده احمد نیز آن را نقل کرده است .
۳۶۷- این حدیث را بزاز به عبارت دیگر نقل کرده به طورى که در مجمع الزوائد، ج ۴، ص ۳۰۳ آمده در طریق این حدیث مصعب است که وى ضعیف مى باشد.
۳۶۸- عراقى مى گوید: این حدیث را ابوبکر بن لال در مکارم الاخلاق از قول ابوهریره به سند ضعیفى نقل کرده است . مى گویم : سیوطى در درالمنثور، ج ۶، ص ۲۵۲ از احمد و عبد بن حمید و ابن ابى حاتم و ابن مردویه و ابن عساکر از شهر بن حوشب نقل کرده مى گوید: عبدالرحمن بن غنم از پیامبر (ص ) نقل کرده فرمود: جواظ، جعظرى و عتل زنیم وارد بهشت نمى شوند مردى از مسلمین پرسید: جواظ، جعظرى و عتل زنیم کیستند؟ رسول خدا (ص ) فرمود: جواظ کسى است که جمع مى کند و به کسى نمى دهد که مشمول سوره (معارج / ۱۶) آتش ‍ دوزخ بر او شعله ور است تا سر و صورت و اندامش را بسوزاند. اما جعظرى کسى است که سخن درشت گوید، خداى تعالى فرموده است : (( لطف خدا تو را با مردم مهربان کرد در صورتى که اگر تندخو و سخت دل بودى مردم از اطراف تو پراکنده مى شدند.)) (آل عمران / ۱۵۹)، اما عتل زنیم ، آدم تندخو، شکم گنده کسى که زیاد مى خورد و مى آشامد و به مردم ظلم و ستم فراوان روا مى دارد.
۳۶۹- قلم / ۱۳: و با این همه خشن است و حرام زاده .
۳۷۰- این خبر چند بار قبلا ذکر شده است .
۳۷۱- بر مدرک این حدیث دست نیافتم .
۳۷۲- نساء / ۱۱۹.
۳۷۳- یوسف / ۲۵.
۳۷۴- کافى ، ج ۵، ص ۵۱۴، شماره ۱: معناى جمله آن است که زنان موقع خشم کافرند و جلو چشم خود را نمى توانند بگیرند و خویشتن دار نیستند سخنانى به زبان جارى مى کنند که باعث کفر – اصطلاحى و یا به معناى نافرمانى – مى شود.
۳۷۵- همان ماءخذ، ص ۵۱۶؛ معناى (( مخالفت در کارهاى خوب )) آن است که نوعى از کار نیک را به نوع دیگر تبدیل کنند و یا این که در امور مستحبى مخالفت کنند تا طمعش بریده شود، در این صورت ترک اولى شده است .
۳۷۶- به نهج البلاغه کلام امام (ع )؛ پس از جنگ جمل در نکوهش زنان ، به شماره ۷۸ مراجعه کنید.
۳۷۷- کافى ، ج ۵، ص ۵۱۷.
۳۷۸- کافى ، ج ۵، ص ۵۱۷.
۳۷۹- عراقى گوید: این حدیث را دیلمى در مسند الفردوس از حدیث ابوهریره به سند ضعیفى نقل کرده است ، و طبرانى به عبارت دیگرى آن را از حدیث فضاله بن عبید چنین نقل کرده است : (( سه چیز از مصائب است – از جمله نام برده است – زنى که اگر حاضر باشد تو را بیازارد و اگر از او دور باشى به تو خیانت کند.)) سند این حدیث خوب است .
۳۸۰- این حدیث را مسلم در صحیح خود، ج ۲، ص ۲۳ و بخارى در، ج ۱، ص ۱۶۰ و اعلام الورى ، ص ۱۴۱ نقل کرده اند.
۳۸۱- تحریم / ۴: اگر شما دو تن توبه کنید، دلهاى شما گرایش خواهد یافت .
۳۸۲- این حدیث را بیهقى در سنن کبرى ، ج ۱۰، ص ۱۱۸ به نقل از بخارى و احمد، در ج ۵، ص ۳۸، ۴۳ و ۴۵ و نسائى در سنن ، ج ۸، ص ۲۲۸ و ترمذى در سنن ، ج ۹، ص ۱۱۹ کتاب خود نقل کرده اند.
۳۸۳- این حدیث را طبراین در کتاب الاوسط از حدیث جابر چنین نقل کرده است : (( پیامبر (ص ) از پى گیرى لغزشهاى زنان نهى کرده است .)) – (المغنى ) و در کتاب الاحیاء آمده است : (( از ورود ناگهانى بر زنان نهى فرموده است .))
۳۸۴- این حدیث را احمد از حدیث عبداللّه بن عمر در ج ۲، ص ۱۰۴ از مسند خود نقل کرده است .
۳۸۵- کافى ، ج ۵، ص ۴۹۹، شماره ۴.
۳۸۶- این حدیث را مسلم در ج ۵، ص ۱۷۸ کتاب خود نقل کرده است .
۳۸۷- کافى ، ج ۵، ص ۵۱۳، باب مداراه الزوجه .
۳۸۸- این حدیث را دارمى در ج ۲، ص ۱۴۹ کتاب خود و حاکم در مستدرک ، ج ۱، ص ۴۱۸ و ابوداوود و نسائى و احمدو طبرانى – به طورى که در مجمع الزوائد، ج ۴، ص ۳۲۹ آمده – در کتب خود نقل کرده اند.
۳۸۹- حجرات / ۱۲: همانا بعضى از گمانها گناه است .
۳۹۰- صحیح بخارى ، ج ۷، ص ۴۵ و ترمذى ، سنن ، ج ۵، ص ۱۱۴.
۳۹۱- کافى ، ج ۵، ص ۵۳۶.
۳۹۲- کافى ، ج ۵، ص ۵۳۶.
۳۹۳- کافى ، ج ۵، ص ۵۳۶.
۳۹۴- کافى ، ج ۵، ص ۵۳۶.
۳۹۵- کافى ، ج ۵، ص ۵۳۶.
۳۹۶- این حدیث را بزاز و دارقطنى در افراد – به طورى که در المغنى آمده – از حدیث على (ع ) به سند ضعیف نقل کرده اند و ابونعیم در حلیه از قول انس به عبارت دیگر روایت کرده است .
۳۹۷- به صحیح مسلم ، ج ۲، ص ۳۲ و صحیح بخارى ، ج ۱، ص ۲۰۷ باب (( خرج النساء الى المساجد )) مراجعه کنید.
۳۹۸- کافى ، ج ۵، ص ۵۳۸.
۳۹۹- کافى ، ج ۵، ص ۵۳۸.
۴۰۰- اعراف / ۳۲: بخورید و بیاشامید و زیاده روى نکنید.
۴۰۱- اسراء / ۲۹: نه هرگز (در خرج و صرف ) دست خود را محکم بسته دار و نه بسیار باز و گشاده بدار (و ولخرجى کن ).
۴۰۲- این خبر، در صفحات قبل گذشت .
۴۰۳- این حدیث را مسلم در صحیح ، ج ۳، ص ۷۸ از قول ابوهریره نقل کرده است .
۴۰۴- تحریم / ۶: خودتان را و اعضاى خانواده تان را از آتش دوزخ باز دارید.
۴۰۵- به صحیح بخارى ، ج ۷، ص ۴۳ و سنن دارمى ، ج ۲، ص ۱۴۴ و مسند احمد، ج ۶، ص ۱۱۴ مراجعه کنید.
۴۰۶- این حدیث را ابوداوود در سنن ، ج ۱، ص ۴۹۲ و ابن ماجه به شماره ۱۹۶۹ و تزمذى در سنن ، ج ۵، ص ۸۰ و نسایى در سنن ، ج ۷، ص ۶۳ کتاب خود نقل کرده اند.
۴۰۷- نساء / ۱۲۹: شما هرگز نمى توانید میان زنان به عدالت رفتار کنید هر چند که حریص بر عدالت باشید.
۴۰۸- این حدیث را ابن ماجه به شماره ۱۹۷۱ و ترمذى در سنن ، ج ۵، ص ۸۰ و نسایى در سنن ، ج ۷، ص ۶۴ کتاب خود نقل کرده اند.
۴۰۹- این حدیث را ابوداوود در سنن ، ج ۱، ص ۴۹۴ با عبارت دیگر نقل کرده و به مصابیح السنه بغوى ، ج ۲، ص ‍ ۳۴ و ۳۵ مراجعه کنید.
۴۱۰- کافى ، ج ۵، ص ۵۱۱، آیه ۶۰، از سوره نور: اگر پاکدامنى و تقوا پیشه کنند براى ایشان بهتر است . در تفسیر آیه گفته اند: زنانى که از زایمان و عادت ماهیانه بازنشسته شده اند و امید ازدواج ندارند، تقوا داشتن از طریق پوشیدن لباسهاى گشاد، بهتر از نپوشیدن است هر چند که تکلیف از ایشان برداشته است . على بن ابراهیم مى گوید: یعنى نباید در انظار مردان ظاهر شوند علامه مجلسى پس از نقل این سخن در مرآه الکلام مى گوید: احتمال دارد که مقصود از استعفاف بیرون نرفتن از منزل و در مجالس مردان حاضر نشدن و نگفتن سخنان ناروا باشد که براى آنها بهتر است ، اما تفسیر استعفاف به ازدواج کردن – چنان که از ظاهر خبر بر مى آید – با اول آیه نمى سازد، زیرا سخن درباره زنانى است که از ازدواج ناامیدند.
۴۱۱- همان ماءخذ، همان صفحه ، شماره حدیث ۵.
۴۱۲- نساء / ۳۴: اگر زنان فرمان بردند، بر آنها بهانه نجویید.
۴۱۳- کافى ، ج ۵، ص ۵۴. در النهایه مى گوید: (( ان اللّه لایحب الذواقین )) ، یعنى خداوند دوست ندارد کسانى را که زود ازدواج مى کنند و زود طلاق مى دهند.
۴۱۴- همان ماءخذ، ص ۵۴، شماره ۳.
۴۱۵- همان ماءخذ، ص ۵۵، (( باب تطلیق المراءه الغیر الموافقه . ))
۴۱۶- کافى ، ج ۶، ص ۵۵، (( باب تطلیق المراءه الغیر الموافقه . ))
۴۱۷- بقره / ۲۲۹: در آنچه زن به عوض خویش دهد، گناهى بر آنها است . ))
۴۱۸- این حدیث را ابوداوود در سنن ، ج ۱، ص ۵۱۶ و ترمذى در سنن ، ج ۵، ص ۱۶۲ و دارمى در سنن ، ج ۲، ص ‍ ۱۶۲ از قول ثوبان نقل کرده اند.
۴۱۹- این حدیث را ابوداوود در سنن ، ج ۱، ص ۵۱۶ و ترمذى در سنن ، ج ۵، ص ۱۶۲ و دارمى در سنن ، ج ۲، ص ‍ ۱۶۲ از قول ثوبان نقل کرده اند.
۴۲۰- این حدیث را نسائى در سنن ، ج ۶، ص ۱۶۸ از قول ابوهریره و ترمذى در سنن ، ج ۵، ص ۱۶۲ از قول ثوبان نقل کرده اند.
۴۲۱- طلاق / ۳: و دو تن عادل از خودتان را گواه بگیرید.
۴۲۲- بقره / ۲۳۶: بهره ورشان کنید.
۴۲۳- همان ماءخذ، همان صفحه ، شماره ۴.
۴۲۴- نور / ۳۲: زنان و مردان مجرد و غلامان و کنیزان شایسته خود را به همسرى یکدیگر درآورید. اگر تنگدست باشند، خداوند از کرم خویش توانگرشان کند.
۴۲۵- نساء / ۱۳۰: و اگر با طلاق از یکدیگر جدا شوند، خداوند همه را از گشایش خویش بى نیاز کند.
۴۲۶- مسلم ، در صحیح خود، ج ۴، ص ۱۵۷ آورده است : (( بزرگترین امانت روز قیامت در نزد خدا آن است که مرد راز خودش را به زن ، و زن راز خودش را به مرد بگوید، آنگاه مرد، راز زنش را فاش کند.))
۴۲۷- این حدیث را ابن ماجه به شماره ۱۸۵۴ و ترمذى در سنن ، ج ۵، ص ۱۱۰ از حدیث ام سلمه نقل کرده و مى گوید: این حدیث حسن و غریب است .
۴۲۸- کافى ، ج ۵، ص ۵۱۳.
۴۲۹- همان ماءخذ، ص ۵۱۴.
۴۳۰- همان ماءخذ، همان صفحه .
۴۳۱- کافى ، ج ۵، ص ۵۰۷.
۴۳۲- کافى ، ج ۵، ص ۵۰۷.
۴۳۳- کافى ، ج ۵، ص ۵۰۸.
۴۳۴- همان ماءخذ، ص ۵۱۴، مشهور – به طورى که مجلسى (رحمه اللّه ) در مرآه العقول نقل کرده است – این حدیث را حمل بر استحباب کرده اند.
۴۳۵- مسلم در صحیح ، ج ۳، ص ۹۰ و ابوداوود در سنن ، ج ۱، ص ۳۹۲ این حدیث را از حدیث عایشه نقل کرده اند: (( هرگاه زنى از خانه شوهرش بدون ایجاد مفسده ، چیزى را انفاق کند، اجر انفاق از او و اجر کسب آن مال از آن شوهر خواهد بود…)) و در سنن ابى داوود، ج ۱، ص ۳۹۲ از قول سعد آمده ، مى گوید: وقتى که زنان با رسول خدا (ص ) بیعت کردند زن مجلله اى از زنان قبیله مضر برخاست و عرض کرد: یا نبى اللّه ! ما زنان که از مال پدران و فرزندانمان (از مال شوهرمان ) مى خوریم و سربار آنان هستیم (ابوداوود مى گوید: به نظر من در این حدیث ، و شوهرانمان بوده است ) آیا از اموال ایشان چه چیزهایى بر ما حلال است ؟ پیامبر (ص ) فرمود: چیزهایى تازه را هم مى توانید بخورید و هم به دیگران هدیه کنید)) . ابوداوود مى گوید: کلمه (( (( رطب )) )) به فتح راء و سکون طاء شامل نان ، سبزى و خرماست . در سنن کبراى بیهقى ، ج ۴، ص ۱۹۴ از لیث بن ابى سلیم از قول عطا به نقل از این عمر از پیامبر (ص ) در حق مرد بر زنش آمده ، مى گوید: (( زن حق ندارد چیزى بدون اجازه او بدهد، اگر داد اجرش مال شوهر و گناهش به گردن اوست .))
۴۳۶- در کتاب احیاءالعلوم بعد از شعر دوم ، این بیت را افزوده است : (( مبادا زیاد گله و شکوه کنى که بى تاءثیر شده و از بین مى رود و از دلم مهر و محبت تو بیرون رود چرا که دلها دگرگون مى شوند.)) و شعر آخر را در آن جا نیاورده است .
۴۳۷- این حدیث را ابوداوود در سنن ، ج ۲، ص ۶۳۱ از حدیث عوف بن مالک اشجعى به سند ضعیفى نقل کرده است .
۴۳۸- این حدیث را ابن ماجه به شماره ۲۰۱۴ و ترمذى در سنن ، ج ۵، ص ۱۲۲ کتاب خود نقل کرده و مى گوید: این حدیث حسن اما غریب است .
۴۳۹- نوعى عطر که مخلوطى از مواد، مختلف است و عمده اجزاى آن زعفران مى باشد.
۴۴۰- این حدیث را بخارى در صحیح ، ج ۲، ص ۹۴ و مسلم در صحیح ، ج ۴، ص ۲۰۲ و ابوداوود در سنن ، ج ۱،

نقد وبررسی

نقد بررسی یافت نشد...

اولین نفر باشید که نقد و بررسی ارسال میکنید... “پایان نامه ازدواج ۶۹ ص”

سوال از فروشنده

دانلود رایگان محصولات مجازی و دانلودی با خرید اشتراک
پیگیری سفارش
لیست مقایسه
شگفت انگیز ها